تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش:

تدوین نظام ملی مهارت یکی از ضروریات آموزش و پرورش است


آموزش و پرورش یکی از مهم‌ترین نهادهایی است که می‌تواند با پرورش و تربیت نسل جدیدی که کارآفرینی را یک ارزش بداند.


در این راستا آموزش دوره متوسطه و به‌خصوص آموزش فنی و حرفه‌ایی جایگاه خاصی در این رابطه دارد؛ زیرا دانش‌آموزان با پایان این دوره آماده ورود به بازار کار و پذیرفتن نقش اجتماعی خود هستند.
با مهندس علی زرافشان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پروش گفت‌وگویی انجام داده‌ایم تا با برنامه‌های این وزارتخانه در حوزه آموزش فنی و حرفه‌ایی و بسترسازی فرهنگی در حوزه اشتغال بیشتر آشنا شویم:
شعار امسال «اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال» است. به هر حال بخشی از بار فرهنگ‌سازی و آماده‌سازی برای اشتغال به عهده آموزش و پرورش، به ویژه آموزش متوسطه، است. با توجه به این که فارغ التحصیلان بعد از این دوره وارد جامعه می‌شوند، آیا معاونت آموزش متوسطه برای این موضوع فکری کرده است؟ آیا پیش از این برنامه‌ای وجود داشته و یا برای امسال، به صورت خاص، برنامه‌ای دارید؟
با توجه به اینکه نام‌گذاری سال‌ها در دو سه سال اخیر حول محور اقتصاد مقاومتی شکل گرفته بود، ما در آموزش و پرورش، از حدود سه سال پیش، کار روی این موضوع را آغاز کردیم.
یک مرحله این کار مربوط به فرهنگ‌سازی است. در حال حاضر تقریباً 40 میلیون از مردم ایران با آموزش و پرورش مرتبط هستند؛ اعم از دانش‌آموزان، معلمان، همکاران فرهنگی و اولیاء دانش‌آموزان. به همین جهت خود آموزش و پرورش یک رسانه بسیار قوی برای فرهنگ‌سازی در جامعه در راستای اهداف ملی است. با چنین نگاهی ما تلاش کرده‌ایم توجه دانش‌آموزان و خانواده‌ها را به بحث اقتصاد، اشتغال و تولید جلب کنیم. برای این منظور ما این مباحث را به کتاب‌های درسی، که همه دانش‌آموزان آن‌ها را می‌خوانند، و مجلات رشد، که جزء پرشمارگان‌‌ترین مجلات کشور است، وارد کردیم. در کنار این اقدام، در بسیاری از استان‌های کشور، موضوع فرهنگ‌سازی در زمینه حمایت از تولید داخلی به عنوان یک برنامه در دستور کار است و هر استان خود فعالیت‌هایی را برای مدارس در این رابطه تعریف می‌کند. به عنوان مثال معلمان مباحثی را در محتوای آموزشی و در دروس مختلف برای دانش‌آموزان طرح می‌کنند تا توجه آنان را به این موضوع جلب کرده و نگرشی صحیح را در این زمینه در ذهن آنان شکل دهند. این که در درس آیین نگارش موضوعاتی از این دست برای دانش‌آموزان طرح شود و آن‌ها را به اندیشیدن به این موضوع وادارد، سهم مهمی در فرهنگ‌سازی اقتصادی خواهد داشت. اگر ما بتوانیم دغدغه حمایت از تولید داخلی را در دانش‌آموزان ایجاد کنیم، تأثیر عمیق و ماندگاری بر افزایش خرید این تولیدات و در نتیجه بهبود وضعیت اقتصادی کشور و اشتغال خواهد داشت.
نکته دیگر اهمیت فرهنگ‌سازی در زمینه “کار کردن” است. ما این هدف را با افزودن یک درس به مجموعه دروس دوره ابتدایی و دوره اول متوسطه دنبال کرده‌ایم. هر چند این بحث از پیش هم مطرح بود اما با تغییر نامی که ایجاد شد موضوع کار و کار کردن به شکل برجسته‌ای در این درس طرح شده است. به نظر من یکی از آسیب‌های جدی که ما با آن مواجه هستیم این است که به عکس گذشته که کار کردن یک ارزش بود و حدیث «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله؛ کسی که در راه تأمین معاش خانواده‌اش تلاش می‌کند مانند جهادگر در راه خدا است»، اصل حاکم بر رفتار مردم بود، الان این فرهنگ کمی تغییر کرده است. الان به جای اینکه کار کردن در جامعه یک ارزش باشد تبدیل به ضد ارزش شده است؛ به خصوص کارهایی که در حوزه اشتغال و تولید است. همه آرزو دارند که مدرکی بگیرند و در یک اداره دولتی استخدام شده و پشت میزی بنشینند. اما اینکه فرد مشغول به کاری بشود که تولیدی را به دنبال داشته باشد چندان ارزش محسوب نمی‌شود. لذا ما درس کار و فناوری را به مجموعه دروس اضافه کردیم. پیشتر این درس فقط مربوط به دوره راهنمایی بود، اما الان دانش‌آموزان پایه ششم هم این درس را دارند. علاوه بر این، سعی شده محتوای این درس به سمتی برود که با پودمان‌هایی که در آنجا تعریف شده، بچه‌ها بتوانند با کار کردن آشنا شوند. یکی از پودمان‌های تعریف شده در پایه سوم متوسطه اول، یا همان پایه نهم، پودمان آشنایی با مشاغل و همچنین هدایت تحصیلی است. بچه‌ها در این پودمان که به صورت پروژه تعریف شده باید از ابتدای سال تحصیلی شروع به مطالعه و بررسی کنند تا با مشاغل آشنا بشوند. آن‌ها در قالب این درس باید شغل آینده خودشان را انتخاب کرده و برای دستیابی به آن شغل هدف‌گذاری کنند. طراحی این پودمان از جهت ضرورت انتخاب رشته برای ورود در دوره متوسطه دوم بوده است. لذا آموزش و پرورش در حوزه فرهنگ‌سازی نقش قابل توجهی دارد. می‌دانید که این روزها یک کتاب غیردرسی در بازار نشر در بهترین حالت شمارگانی حدود 2 تا 3 هزار جلد دارد که همه آنها هم خریداری یا خوانده نمی‌شود. اما اگر فرض کنیم یک کتاب درسی با شمارگان یک میلیون به چاپ برسد، یعنی ما سالانه 130 میلیون جلد کتاب درسی چاپ و منتشر می‌کنیم که همه آن‌ها هم توسط معلمان، اولیا و دانش‌آموزان مطالعه و بررسی می‌شود. دانش‌آموز باید کل کتاب را بخواند و از مطالب آن امتحان بدهد. لذا تأثیرگذاری محتوای آموزشی در آموزش و پرورش در تغییر فرهنگ و نگرش جامعه بسیار چشمگیر است.
اما آموزش و پرورش در مورد شعار «اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال» صرفاً وظیفه فرهنگ‌سازی ندارد بلکه وظیفه تأمین منابع انسانی را هم دارد. از اقتصاد مقاومتی به عنوان اقتصاد درون‌زا، یعنی اقتصادی که باید متکی بر منابع داخل باشد، یاد می‌شود. مهمترین منبع برای تحقق اقتصاد مقاومتی نیز نیروی انسانی ماهر آموزش‌دیده و دارای مهارت است. این رمز تحقق اقتصاد مقاومتی است. اگر نیروی انسانی آموزش دیده و ماهر تربیت شود می‌تواند از بقیه منابع هم به خوبی استفاده کند و بهره‌وری را در اقتصاد افزایش دهد. این یک نکته خیلی مهم و اساسی است. در دوره دوم متوسطه، براساس هدف‌گذاری که در برنامه درسی ملی صورت گرفته، شاخه کاردانش اساساً برای این منظور تعریف شده که دانش‌آموزان با کسب مهارت و شایستگی‌های لازم بلافاصله بعد از دیپلم آمادگی ورود به بازار کار را پیدا کنند و مسئولیت یک شغل را عهده‌دار شوند. در شاخه فنی‌حرفه‌ای هم گفته شده که دانش‌آموزان بعد از طی یک دوره پنج ساله آموزش‌های مهارتی پیوسته، با درجه تکنسینی وارد بازار کار شوند. رسالت و مسئولیت این دو گروه این است که هرم شغلی جامعه را متعادل کنند و به شکل درست درآورند. در این هرم شغلی، قاعده هرم همان نیروهای ماهر هستند که در شاخه کاردانش تربیت می‌شوند، میانه هرم تکنسین‌هایی هستند که کار را مدیریت می‌کنند و بخش کوچکتر کارشناسان و کارشناسان ارشد هم که بالای هرم قرار می‌گیرند باید مدیریت اصلی را انجام بدهند. لذا نقش آموزش‌های مهارتی در آموزش و پرورش علاوه بر تأمین نیروی انسانی ماهر، اصلاح هرم شغلی جامعه نیز هست. با توجه به گزارش وزارت کار از کارنامه اشتغال ایران که سال گذشته در جلسات شواری عالی اشتغال ارائه شد، 68 درصد نیروهای شاغل کشور دارای مدرک دیپلم و پیش‌دانشگاهی هستند. این رقم حساسیت این نکته را کاملاً مشخص می‌کند که آموزش و پرورش در اصلاح هرم شغلی و تأمین نیروی انسانی، از طریق تربیت نیروی ماهر کار و تکنسین، نقش بسیار چشمگیری دارد. 34 درصد از دانش‌آموزان دوره متوسطه ما الان در شاخه‌های فنی‌حرفه‌ای و کاردانش دارند درس می‌خوانند. اگر ما فرض کنیم که در هر پایه تحصیلی در پایه دوم متوسطه یک میلیون دانش‌آموز داشته باشیم این به معنای این است که حدود 340 هزار نفر از این یک میلیون نفر دارند در شاخه‌های فنی‌حرفه‌ای و کاردانش درس می‌خوانند که سهم قابل توجهی است. لذا می‌توان گفت که تقریباً آموزش و پرورش بزرگترین دستگاه آموزش مهارتی کشور است.
این اتفاق خیلی خوبی است اما به نظر می‌رسد که از طرف دیگر لازم است با سایر دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها هم هماهنگی‌هایی صورت گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. به عنوان مثال یک دانش‌آموز پس از دریافت دیپلم فنی‌حرفه‌ای مجبور است دو سال به سربازی برود. اگر این جوان بتواند با برنامه‌ریزی‌ای که در سازمان نظام وظیفه می‌شود، در همان شاخه‌ای که آموزش دیده به کار گرفته شود، هم به رشد مهارتی او کمک می‌کند، هم خود او رضایت بیشتری خواهد داشت و هم می‌تواند امید بیشتری به آینده داشته باشد. همچنین ممکن است نیازی نبیند خود را درگیر چرخه مدرک‌گرایی برای به دست آوردن شغل کند. الان عمده خانواده‌های آن 64 درصد دانش‌آموزان دیگری که در رشته‌های نظری تحصیل می‌کنند هزینه‌های زیادی برای ورود فرزندان‌شان به دانشگاه می‌کنند تا مدرکی به دست آورده و کاری پیدا کنند در حالی که آموختن یک فن پشتوانه بهتری برای به دست آوردن شغل است. آیا هماهنگی بین سازمان‌ها در این راستا مورد توجه شما بوده است؟
یکی از ویژگی‌های آموزش‌های فنی‌حرفه‌ای و کاردانش این است که باید منطبق با نیاز بازار کار باشد. بنابراین آموزش و پرورش، وزارت کار و سازمان فنی و حرفه‌ای باید نیازهای بازار کار را شناسایی کنند. حتی وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت و معدن هم در این زمینه نقش دارند و باید اعلام کنند که نیروی کار ماهر در چه زمینه‌ای نیاز دارند. ما با مسئولان محترم این بخش‌ها تفاهم‌نامه‌هایی را منعقد کرده‌ایم که موضوع آن‌ها به کارگیری نیروها است. بر اساس تفاهم‌نامه ما با جهاد کشاورزی مقرر شده که هم مراکز آموزشی در اختیار دانش‌آموزان کاردانش قرار بگیرد، هم این که آن‌ها بتوانند بعد از فارغ‌التحصیلی از سوی وزارت کشاورزی امریه دریافت کرده و در همان حوزه‌ای که دانش آموخته‌اند کار کنند و در مرحله بعد هم بتوانند برای خود اشتغالی وام زود بازده بگیرند. خوشبختانه در برنامه ششم این مسئله یک وجهه قانونی پیدا کرده است. حتی در بحث دوران خدمت نظام وظیفه هم بندی نوشته شده مبنی بر این که بچه‌ها در دوره خدمت در حوزه‌های مربوط به تخصص‌شان به کار گرفته شوند تا این دوره تبدیل به یک دوره مؤثر برای افزایش تجربه کاری و مقدمه‌ای برای ورود به بازار کار شود. بنابراین ما این موضوع را در سال‌های قبل با تفاهم‌نامه‌ها پیگیری کرده‌ایم و همین ایده الان در برنامه ششم به شکل قانون در آمده و امیدواریم که انشالله اجرایی شود.
شورای عالی اشتغال هم سال گذشته دو مصوبه خیلی خوب داشت. یکی در مورد تأمین منابع برای کارآموزی و کارورزی دانش‌آموزان بود که موانع بر سر راه ما را برطرف کرده است. مصوبه دیگر هم مربوط به بیمه مسئولیت مدنی برای کافرماها است. وقتی من به عنوان دانش‌آموز در کارگاهی شروع به کار می‌کنم، اگر اتفاقی برای من بیفتد کارفرمای من چه مسئولیتی دارد؟ آن بیمه مسئولیت مدنی می‌گوید که ما جوان را بیمه می‌کنیم تا اگر اتفاقی افتاد شما مسئولیتی نداشته باشید. این دو مصوبه بسیار به تسهیل به کارگیری دانش‌آموختگان کمک می‌کند.
ما سالانه 340 هزار دانش‌آموز را برای ورود به بازار کار آموزش می‌دهیم. حالا مسئله این است که زمینه کاری چگونه باید فراهم شود. ما مسئول آموزش هستیم و نه تأمین شغل. ایجاد شغل باید از طریق به حرکت درآمدن چرخ‌های اقتصادی کشور صورت گیرد. الان دولت برنامه کلان اقتصاد مقاومتی را تهیه کرده است. بحمدلله گشایش‌هایی ایجاد شده و بسترهای تحرک اقتصادی فراهم شده است. تورم از حدود 40 درصد به زیر 10 درصد و نرخ رشد اقتصادی از منفی هفت به مثبت هفت رسیده است. این یعنی 14 درصد تغییر در رشد اقتصادی کشور. اینها اقدامات زیربنایی است که دولت یازدهم انجام داده تا چرخ اقتصاد کشور به گردش درآید. آنچه باقی مانده چاره کردن رکود است که اگر دولت بتواند بر آن هم غلبه کند، چرخ اقتصاد کشور کاملا به تحرک درخواهد آمد. ما امیدواریم این اتفاق بیفتد.
البته ما برای اینکه دانش‌آموزان در امر اشتغال خودکفا شوند، کار دیگری را هم در آموزش و پرورش شروع کرده‌ایم و آن موضوع کارآفرینی است. بر این موضوع هم در سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری، هم در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و هم در برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش تأکید شده است. ما حرکتی را شروع کرده‌ایم که به جای تربیت دانش‌آموز به عنوان کارمند، تربیت دانش‌آموز به عنوان کارآفرین را دنبال کنیم. هدف این است که دانش‌آموزی که فارغ‌التحصیل می‌شود، توانمندی‌ها و شایستگی‌هایی داشته باشد که احساس کند به اتکای آن‌ها می‌تواند برای خودش کاری ایجاد کند. برای این موضوع ما دو سال پیش پایشی ملی در مورد 2 میلیون دانش‌آموز پایه‌های هفتم و هشتم دوره دوم متوسطه طراحی کردیم. این پایش با همکاری دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران در قالب یک طرح ملی با عنوان «کاشف» در حال انجام است. در این طرح، ویژگی‌های کارآفرینی براساس شاخص‌هایی که دانشکده کارآفرینی با مطالعه کارآفرینان ایرانی استخراج کرده، تعیین شده است. به عبارت دیگر شاخص‌های تعریف شده در این طرح نشان می‌دهد که یک کارآفرین ایرانی چه ویژگی‌هایی دارد و بنابراین طرحی کاملا بومی است. این شاخص‌ها به صورت آزمایشی در دانشگاه اجرا، نُرم و اصلاح شده است. ما این شاخص‌ها را در مورد دانش‌آموزان نیز به کار گرفتیم و از بین 2 میلیون نفر، برترین دانش‌آموزان دارای ویژگی‌های کارآفرینی را شناسایی کردیم. در مرحله بعد نیز، به منظور آموزش مهارت‌های لازم در این رابطه به این دانش‌آموزان مستعد، با کمک دانشگاه تهران، اقدام به تربیت 250 مربی کارآفرینی از میان معلمان داوطلب کردیم. الان این مربیان گواهی مربی کارآفرینی از دانشگاه تهران دارند. یکی از برنامه‌های ما در پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی کشور این بود که با توجه به وجود 720 منطقه آموزشی در کل کشور هر کدام از این معلمان 20 دانش‌آموز اول هر منطقه کشور را به صورت رایگان در کل آموزش بدهند. این آموزش‌های کارآفرینی کاملاً از شیوه‌های حافظه‌محور، تستی، کنکوری و این دست شیوه‌ها به دور است و کاملاً کارگاهی است. در این دوره‌های کارگاهی دانش‌آموز در پایان آموزش باید یک ایده کارآفرینانه ارائه کند و پایان‌بخش دوره نیز تشکیل بازارچه‌های کسب و کار دانش‌آموزی است. به خاطر تربیت مربیان کارآفرینی امروز اگر ملاحظه کنید می‌بینید که همزمان در کل کشور، در پایان هفته تعداد قابل توجهی بازارچه کسب‌وکار راه افتاده است. همین هفته پیش در تهران بازارچه کسب‌وکاری دایر بود که بچه‌ها در آنجا ایده‌های‌شان را عرضه کرده بودند. در این بازارچه غیر از طرح ایده، مراحل کارآفرینی و شایستگی‌های کارآفرینی را هم ارائه می‌کنند؛ این که چگونه باید بازاریابی کرد، تبلیغ انجام داد، حساب‌ها را ثبت و منابع را تأمین کرد. شاید برای شما قابل توجه باشد که یک دانش‌آموز دوره اول متوسطه در یک بازارچه کسب و کار، 2 میلیون تومان درآمد کسب کرده است. ما این کار را برای چه انجام می‌دهیم؟ اگر شما اسناد پیش از انقلاب را ملاحظه کنید می‌بینید که وقتی آموزش متوسطه در ایران بنیان‌گذاری شد، هدف آن تأمین نیروی اداری برای ساختار بروکراتیک کشور بوده است. بنابراین هدف آموزش استخدام بوده است اما ما داریم تلاش می‌کنیم این نگرش را تغییر داده و الگوی دانش‌آموز کارآفرین را جایگزین دانش‌آموز کارمند کنیم. برای این منظور باید رویکرد تربیت کارمندی را به رویکرد تربیت کارآفرینی تبدیل کنیم. ما نهادینه‌سازی این رویکرد را از دوره اول متوسطه شروع کرده‌ایم؛ یعنی جایی که ذهن دانش‌آموز هنوز شکل نگرفته و انتخابش برای شغل و تحصیل قطعی نشده است. ما در این مرحله است که باید به او بگوییم به کارمندی فکر نکن بلکه روی توانمندی‌های خودت متمرکز شو و سعی کن به آن‌ها تکیه کنی. ما توانمندی‌های دانش‌آموز را هم به او می‌گوییم. ما در پایش ملی یک کارنامه 14 صفحه‌ای صادر می‌کنیم و براساس معیارهای کارآفرینی به دانش‌آموز می‌گوییم که چه توانایی‌هایی دارد و اگر چه کارهایی انجام بدهد موفق خواهد شد. دانش‌آموز نیز براساس همان‌ها شروع به کار کردن می‌کند.
مشاوره‌هایی هم باید باشد که خانواده‌ها را نیز به توانمندی‌های فرزندان‌شان واقف کند.
قطعاً. دوره‌های مربیان کارآفرینی ما متوقف نشده و آموزش‌های آن‌ها ادامه دارد. نکته بسیار جالبی که در این مطالعه به دست آمده این است که خانواده‌ها به طور جدی حامی و تقویت‌کننده بچه‌ها در این طرح هستند. ما معتقدیم که باید ظرفیت خانواده‌ها را در این زمینه بیشتر مورد توجه قرار دهیم. بر همین اساس در پایش‌هایی که انجام می‌شود حتی خانواده‌ها هم پایش می‌شوند تا مشخص شود که خانواده‌ها چه ویژگی‌های کارآفرینی دارند و چقدر از ویژگی کارآفرینی فرزندان‌شان حمایت می‌کنند. بنابراین خانواده حتما باید به عنوان یک رکن مورد توجه قرار بگیرند.
مدارس هم باید مورد توجه قرار بگیرند. ما امیدواریم این طرح را که با همکاری دانشگاه تهران در حال انجام آن هستیم بتوانیم به دوره ابتدایی هم گسترش دهیم و با کتاب‌هایی که تولید شده است، بتوانیم از همان دوره ابتدایی بچه‌ها را با ویژگی‌های کارآفرینی آشنا کنیم. برای مثال همین اخیراً اطلاع یافتیم که یک دانش آموز دوره ابتدایی به عنوان کارآفرین در حال اداره یک مجموعه با شش نفر کارمند است. این دانش‌آموز ابتدایی با ایجاد شش شغل و درآمدزایی یک چرخش اقتصادی تولیدی در کشور پدید آورده است. به عقیده ما و حتی براساس تجربه‌های جهانی، ما باید شروع کار را حتی از پایه هفتم متوسطه جلوتر و به سمت دوره ابتدایی ببریم و تربیت نیروی کارآفرین را از آنجا شروع کنیم. الان در دنیا مدرسه‌های کارآفرینی راه افتاده که بچه‌هایی را که ایده‌های کارآفرینانه دارند به این مدرسه‌ها وارد می‌کنند. دانش‌آموزان در این مدرسه‌ها درس‌های عمومی را می‌خوانند اما عمده کار آنها این است که در آنجا ایده‌های‌شان را تبدیل به عمل کرده و ثبت کنند. شاید تعجب‌برانگیز باشد که یک دختر 9 ساله یک شرکت ثبت شده روی اینترنت دارد و یک کار تولیدی دارد انجام می‌دهد و شرکت او هم یک شرکت رسمی است. ما هم باید به این سمت پیش برویم و داریم این کار را دنبال می‌کنیم. در گذشته تنها هنرستان‌های کاردانش روی موضوع کارآفرینی کار می‌کردند و کارآفرینی جزء دروس آنها بود. الان حدود دو سال است که دبیرخانه کارآفرینی را که قبلا تنها در یک استان فعال بود و فقط به هنرستان‌های کاردانش خدمات می‌داد، به تهران آورده‌ایم و قرار است به تمام مدارس در مقاطع مختلف، اعم از ابتدایی، دوره اول متوسطه، دوره دوم متوسطه نظری، فنی‌حرفه‌ای و کاردانش خدمات ارائه کند.
اتفاق خوب دیگر افزوده شدن کارگاه کارآفرینی به برنامه درسی دوره دوم متوسطه در همه رشته‌هاست. این مورد به همراه برخی موارد دیگر در جریان تغییراتی که سال گذشته در این برنامه درسی داده شد، افزوده شده و همه دانش‌آموزان باید با این مبحث آشنا شوند. این اقدام آموزش و پرورش را باید یکی از اقدامات خوب آن در راستای کمک به توسعه اقتصادی کشور و تحقق اقتصاد مقاومتی ارزیابی کرد.
کار دیگری که دو سال است انجام داده‌ایم اجرای طرحی در مورد مدارس شبانه‌روزی است. بر اساس طرحی که پیش از این در مدارس شبانه‌روزی وجود داشت دانش‌آموزان بخشی از 24 ساعت خود را درس می‌خواندند، بخشی از اوقات آنها آزاد بود و برخی برنامه‌های فوق برنامه تربیتی نیز برای آنها تعریف می‌شد. اما ما این ایده را مطرح کردیم که می‌شود از زمان حضور 24 ساعته دانش‌آموزان در مدارس شبانه‌روزی برای تولید استفاده کرد. بنابراین ما این موضوع را دنبال کردیم که بچه‌ها طی مدتی که در مدرسه هستند یک کار تولیدی یاد بگیرند و برای این منظور از ظرفیت‌های بیرونی هم استفاده کردیم. این طرح به عنوان یک دستورالعمل به همه مدارس شبانه‌روزی ابلاغ شد و آن‌ها هم سالانه گزارش می‌دهند که چه آموزش‌هایی را، به چند دانش‌آموز، و چگونه ارائه کرده، و آن دانش‌آموزان چه توانمندی‌هایی را کسب کرده‌اند. به این شیوه یک فارغ‌التحصیل مدرسه شبانه‌روزی، علاوه بر اینکه درس‌های متعارف را گذرانده، یک کار هم یاد گرفته است. او حتی می‌تواند در ایام تابستان که به محل زندگی خود برمی‌گردد در تولید و اقتصاد خانواده‌اش نقش ایفا کند.
کار دیگر ما این بوده که به فرهنگ‌سازی، آموزش و کارآفرینی بسنده نکرده‌ایم و وارد عرصه تولید هم شده‌ایم. پیش از این یک مصوبه قانونی داشتیم، تبصره 75، که اجازه می‌داد هنرستان‌ها تولیدات و خدمات خود را بفروشند. در گذشته این تبصره تنها در هنرستان‌های کشاورزی استفاده می‌شد، اما ما در این دو سه سال اخیر، و البته با دشواری‌هایی، با قانع کردن بخش‌های حقوقی، گفته ایم که همه هنرستان‌هایی که تولید و یا خدمات دارند می‌توانند بروند و درآمدزایی کنند. آن‌ها می‌توانند با فروش تولیدات‌شان بخشی از درآمد آن را صرف توسعه هنرستان‌شان کنند و بخشی را هم بین عوامل تولید، اعم از هنرآموزان و هنرجویان، توزیع کنند. این دستورالعمل خوشبختانه سال گذشته به همه هنرستان‌های کشور ابلاغ شد.
حتی ما در این چند سال کاری را ـ البته با راهنمایی مسئولان وقت آموزش و پرورش- انجام دادیم که در هر مناسبتی هدیه‌ای اگر قرار است داده شود، هدایا از هنرستان‌ها تهیه بشود. الان اکثر اجلاس‌های ملی ما که برگزار می‌شود پذیرایی آنها را فارغ التحصیلان و بچه‌های هتل‌داری و دخترانی که رشته‌های خانه‌داری می‌خوانند، انجام می‌دهند. بسیار هم با سلیقه انجام می‌دهند و برخی از دوستان که می‌آیند خیلی تعجب می‌کنند که یک دانش‌آموز این غذاهای متنوع و زیبا را درست کرده و یا یک پذیرایی بسیار زیبا را انجام می‌دهد. ما به این روش داریم فرهنگ‌سازی می‌کنیم که جامعه توانمندی‌های بچه‌های ما را باور کند. این خیلی مهم است که یک دانش‌آموز به قدری مهارت پیدا کرده که در یک هتل دارد کار می‌کند.
اخیراً ما همایشی داشتیم که آقای دکتر دانش آشتیانی برای بازدید تشریف آوردند. ما از یک مجموعه از هنرستان‌ها خواسته بودیم که بیایند و آنجا کار کنند. در آنجا دختری دانش‌آموز در حال انجام یک کار معرق بود که آقای دکتر کار او را دید و بسیار متعجب شد که تا این حد در هنر معرق حرفه‌ایست. ایشان از آن دانش‌آموز پرسید که قیمت کار تکمیل شده چقدر خواهد بود و آن دختر خانم گفت یک میلیون تومان. این بسیار قابل توجه است که یک دختر دانش‌آموز هنری دارد که می‌تواند با یک کار یک میلیون تومان درآمد داشته باد.
نکته دیگری که ما پیگیری می‌کنیم معرفی دانش‌آموزان و فارغ‌التحصیلان کارآفرین است. این کار با هدف الگوسازی برای جامعه انجام می‌شود. ما باید الگوهایی را به بچه‌ها نشان بدهیم و بگوییم که شما هم می‌توانید این گونه باشید. در این رابطه ما چهار جشنواره برگزار می‌کنیم. اهدافی که در این جشنواره‌ها دنبال می‌شود، عبارت است از معرفی آموزش‌های فنی‌حرفه‌ای و کاردانش به جامعه، معرفی توانمندی‌های دان‌آموختگان این شاخه‌ها و شناسایی و معرفی استعدادهای برتر. ما سال گذشته در جلسه پایانی جشنواره‌ای که در خراسان رضوی برگزار شد یک کارآفرین را معرفی کردیم که در استان فارس یک مرکز آموزش مهارتی برای بچه‌های کاردانش تأسیس و هشت میلیارد تجهیزات در آنجا مستقر کرده است. ایشان در این همایش خود را به عنوان یک فارغ‌التحصیل کاردانش معرفی کرد. البته او الان فوق لیسانس فیزیک دارد و یک کارآفرین بین‌المللی است، اما عنوان می‌کرد که افتخار می‌کند که دارد نیروی کاردانشی در استان فارس تربیت می‌کند؛ نیرویی که مثل خود او هم مهارت داشته باشد و هم کارآفرین باشد؛ یعنی فقط به دنبال شغل برای خودش نباشد بلکه بتواند برای دیگران هم شغل ایجاد کند. در پایان جلسه و در بخش اهدای جوایز این کارآفرین، یعنی آقای پرورش، در کنار من ایستاده بود و شاهد بودم که دانش‌آموزانی که برای دریافت هدایای خود می‌آمدند به ایشان می‌گفتند که شما الگوی من هستید. ما باید این کار را بکنیم؛ یعنی برای بچه‌های‌مان الگوسازی کنیم؛ الگوهایی که خودشان یک روز دانش‌آموز کاردانش بوده‌اند و حالا کارآفرین شده‌اند. یک نمونه دیگر از این اتفاقات خوب سال گذشته در جشنواره علمی ‌عملی در کردستان روی داد. دریادار ایرانی که یکی از سخنرانان اختتامیه بود، وقتی در آن جشنواره توانمندی‌های بچه‌های دریایی ما را دیدند، در همان جا، اعلام کردند که سه نفر برتر کشوری می‌توانند هم در نیروی دریایی امریه دریافت کنند و هم در این نیرو استخدام شوند. این کار خیلی مهمی ‌است که ما افراد توانمندی را تربیت کنیم و آموزش دهیم که بازار کار به دنبال آنها بیاید.
اما در الگوسازی و تبلیغات چندان موفق نبوده‌ایم. مثلا زمانی بود که خانواده‌ها می‌خواستند بچه‌های‌شان دکتر و مهندس شوند. بعد یک نسل فوتبالیست آمد و دو سه نمونه موفق بود و همه خانواده‌ها دوست داشتند بچه‌های‌شان فوتبالیست شوند. موج بعدی تمایل به بازیگر شدن بود. اما در جامعه ما اصلاً الگو سازی و تبلیغی قابل توجهی وجود ندارد که به واسطه آن خانواده‌ها تمایل بیابند بچه‌های‌شان مهارتی کسب کند و کارآفرین بشود.
ما این کار را آغاز کرده‌ایم. ما سال گذشته، با کمک شبکه آموزش سیما، برنامه‌ای را تهیه کردیم که در بیش از 100 قسمت یک ساعته اجرا شد. این برنامه تحت عنوان «فرصت برابر» هر شب ساعت هفت و نیم تا هشت و نیم شب پخش می‌شد، و شاید بیش از 30 تا 40 درصد آن به حوزه آموزش‌های فنی‌حرفه‌ای و کارآفرینی اختصاص داده شد. ما در همین برنامه کارآفرینی را معرفی کردیم. البته با توجه به نام‌گذاری امسال، ما همین دیروز جلسه‌ای را با آقای دکتر ساری رئیس محترم شبکه آموزش داشتم که هم اولاً از همکاری سال قبل تشکر کنیم و هم توافقی برای ادامه دادن آن برنامه برای امسال داشته باشیم. با توجه به این که ایشان علاوه بر مدیریت شبکه آموزش، مسئولیت آموزش در دیگر شبکه‌ها را هم دارند، از ایشان درخواست کردیم که با توجه به نام‌گذاری امسال با عنوان «اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال» بخشی از برنامه‌های پربیننده تلویزیون به این موضوع اختصاص داده شود که هم ما رشته‌ها و شاخه فنی‌حرفه‌ای و کاردانش را معرفی کنیم و هم کارآفرینان را. با این توافق کارگروهی با حضور نمایندگان دو طرف تشکیل شده و مدیر محترم شبکه دو سیما مسئول پیگیری این موضوع است.
ما سال گذشته مرکز کارآفرینی را در خراسان رضوی افتتاح کردیم. در آنجا خانمی به عنوان کارآفرین معرفی شد که اگر به درستی یادم باشد نزدیک به 2 هزار کارمند و کارگر داشت که در تولید فرش فعالیت می‌کردند. ایشان فارغ‌التحصیل کاردانش بوده و در رشته فرش تحصیل کرده بودند. ایشان به لحاظ اقتصادی هم برای خود و کسانی که مشغول به کار کرده مؤثر بوده و هم برای کشور درآمد ارزی داشته است. بنابراین می‌بینید که ما موضوع معرفی کارآفرینان و کارآفرینی را پیگیری کرده‌ایم و می‌کنیم و برای فعالیت بیشتر در این زمینه هم آمادگی داریم. در فصل هشتم سند تحول عنوان شده که تمام دستگاه‌ها باید به آموزش و پرورش کمک کنند؛ به خصوص صدا و سیما. الحمدلله الان همکاری‌های خوبی شروع شده و ما هم آمادگی کامل برای تداوم و به نتیجه رساندن این همکاری‌ها داریم.
یکی از پیشنهادات ما به صدا و سیما این بوده که در کنار مسابقات مختلفی که اجرا می‌کنند می‌شود یک مسابقه مهارت هم داشته باشند. ما این مسابقه را در جشنواره‌های آموزش و پرورش داریم اما چنین مسابقه‌ای می‌تواند در قالب برنامه‌های صدا و سیما هم برگزار و نمایش داده شود. وقتی بینندگان، بچه‌ها و اولیا این مسابقات را ببینند و وقتی دانش‌آموزان و جوانان کارآفرین معرفی شوند، طبعا کمک زیادی به فرهنگ‌سازی در این موضوع خواهد شد. یکی از چیزهایی که ما به آن نیاز داریم همین تغییر نگاه جامعه است. البته خوشبختانه این اتفاق افتاده و چنان که اشاره کردم الان 340 هزار نفر از دانش‌آموزان ما در شاخه فنی‌حرفه‌ای و کاردانش درس می‌خوانند. مهمتر این است که بچه‌ها الان دیگر تقریباً به این آگاهی رسیده‌اند که موفقیت‌شان منوط به ورود به دانشگاه نیست. ببینید! در برنامه درسی ملی هدفی که برای شاخه نظری تعریف شده آماده کردن دانش‌آموزان برای ورود به دانشگاه است. اما می‌بینیم که در حالی که تعداد محصلان در پایه سوم متوسطه نظری، 550 هزار نفر است و این تعداد همگی بر اساس هدف تعریف شده بایستی به دوره پیش‌دانشگاهی وارد شوند، اما تعداد دانش‌آموزانی که وارد پیش‌دانشگاهی می‌شوند 430 هزار نفر است. این یعنی نزدیک به 120 هزار دانش‌آموز پایه سوم نظری را که تمام می‌کنند به پیش‌دانشگاهی نمی‌روند. اینها دانش‌آموزانی هستند که وارد جامعه شده و مشغول به کار می‌شوند. این پدیده در جای خود نشان‌دهنده این است که دانش‌آموزان دیگر موفقیت خود را منحصراً در قالب ورود به دانشگاه نمی‌بینند. ما باید از این فرصت و آگاهی ایجادشده استفاده کنیم.
به نظر شما آیا شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌تواند با تدوین مثلاً نظام‌نامه ملی مهارت، قوانینی را تصویب و به تحقق این موضوع کمک کند؟
قطعاً می‌تواند. اتفاقاً در یکی از کمیسیون‌ها همین بحث شما در دستور بود. در آن جلسه من این نکته را عرض کردم که بایستی فرهنگ‌سازی انجام شود. مورد دیگر که شورا می‌تواند کمک کند در بحث سیاست‌گذاری است. یکی از چالش‌هایی که الان ما با آن مواجه هستیم این است که ما یک نهاد سیاست‌گذار، ناظر و استانداردساز نداریم. الان آموزش مهارت در کشور توزیع شده است. ما انجام می‌دهیم، آموزش عالی انجام می‌دهد، وزارت کار انجام می‌دهد، جهاد کشاورزی انجام می‌دهد، صنعت و معدن انجام می‌دهد، علمی ‌کاربردی‌ها انجام می‌دهند و هیچ کس نیست که اینها را با هم هماهنگ کند. البته کارهایی در مجلس و دولت انجام شده که به موانعی برخورد کرده است. تهیه قانون و سیاستی در این زمینه یکی از ضروریات بسیار مهم است که اگر امسال انجام شود می‌تواند کمک بسیار زیادی به هماهنگ شدن دستگاه‌های متولی این کار در کشور کند.
منبع: زرافشان؛ نظام ملی مهارت؛ آموزش و پرورش
كد خبر:42061
منبع خبر:دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
تاريخ خبر:1397/03/12