تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


فلسفه تعليم و تربيت اسلامي رقيب جدي براي نظريه‌هاي رايج حوزه تعليم و تربيت است

فلسفه تعليم و تربيت اسلامي رقيب جدي براي نظريه‌هاي رايج حوزه تعليم و تربيت است
اشاره: دکتر بهرام محی‌الدین محمدیان، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش در گفتگو با خبرنامه شورا، به سوالاتی پیرامون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پاسخ گفته است؛ که این گفتگو از نظرتان می‌گذرد:

با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، به‌عنوان اولین سوال بفرمائید چه مسائلی موجب شد تا تدوین «سند تحول بنیادین » در دستور کار قرار گیرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم، من هم متقابلا عرض سلام و ادب دارم. يكي از مباحث مهم و جدي در حوزه تعليم و تربيت پس از انقلاب اسلامي لزوم دگرگوني؛ تغيير و تحول در آموزش و پرورش بوده است. اين لزوم از آنجا ناشي مي شد كه فعالان حوزه تعليم و تربيت رسمي در پيش از انقلاب اسلامي به اين نتيجه رسيده بودند اين نظام وارداتي كه پس از انقلاب مشروطه و به‌ويژه در دوران سلطنت پهلوي در ايران ترجمه و اجرا شده، دچار ناكارآمدي جدي بود و نمي‌توانست نيازها باشد.

در سال‌هاي نخستين دهه 60 به منظور پاسخگویي به همين نياز يك سند مقدماتي توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي تغيير و تحول در اين حوزه تصويب شد. اما به دلايل مشكلات و معضلات ناشي از جنگ تحميلي و ساير گرفتاري‌ها و... اين تغيير و تحول بنيادين تقريباً مسكوت ماند و تحولات بيشتر به اصلاحات جزئي در موضوعاتي مانند معاونت پرورشي و... محدود ماند و البته همين اقدامات محدود هم دستاورد‌ها و اثرات مثبتي به دنبال داشته است.

یکی از نکاتی که در«سند تحول بنیادین» به وضوح مشاهده می‌شود، برخورداری این سند از یک پشتوانه فکری متقن است. در این مورد هم توضیح بدهید؟

در این سال‌ها و طی تلاش‌هایی که صورت می‌گرفت مشاهده می‌شد این نکته بود که تحولات صورت گرفته در آموزش و پرورش در اين سال‌ها به‌دليل آنكه پشتوانه نظري چندان مستحكمي نداشتند، ‌فاقد جامع‌نگري و همچنين اثرات مثبت مورد انتظار بودند.

نكته ديگر آن بود كه تحولات جزئي و بخشي‌نگر بعضاً دچار هم‌پوشاني‌هايي بودند، ‌كه موجب اتلاف منابع محدود ما مي‌شد و اين معضل هم موجب شده بود تا لزوم يك برنامه جامع‌نگر و داراي پشتوانه تئوريك و فكري عميق، بيش از پيش احساس مي‌شود.

لذا از ابتداي دهه 1380 موضوع تحول بنيادين در نظام تعليم و تربيت در فعالان اين حوزه مورد توجه قرار گرفت و فعاليت‌ها آغاز و اين نتيجه حاصل شد كه يك نظام مطلوب در تراز جمهوري اسلامي بايد طراحي و اجراء شود.

در دولت نهم اين كار با جديت بيشتري دنبال و براي نخستين بار اين سؤال مطرح شد كه راهبردها و راهكارهايي كه براي تغيير در نظام تعليم و تربيت مطرح مي‌شوند،‌ به چه مبناي فكري و نظري استوار هستند؟

اصلا اصطلاح تحول بنیادین از چه زمان و توسط چه کسی رایج شد؟

به‌دنبال نگرانيهاي ايجاد شده، تدوين فلسفه تعليم و تربيت در اولويت كاري قرار گرفت و تقريبا همزمان با اين نگراني‌ها، در ديدار معلمان و دست‌اندركاران وزارت آموزش و پرورش با رهبر معظم انقلاب، معظم‌له پس از ارائه گزارش اقدامات انجام شده با ظرافت به اين نكته اشاره فرمودند كه كارهاي انجام شده خوب است ولي تحول بنيادين اقدامي فراتر از اين اقدامات است، كه بايد تدوين فلسفه تعليم و تربيت اسلامي در راس اين تحول قرار گيرد؛ یعنی این اصطلاح برای اولین بار توسط معظم‌له رایج شد.

این تحول بنیادین را ایشان چگونه تعریف کردند؟

در ادامه معظم‌له براي آنكه راه براي فعالان و تصميم‌گيران روشن‌تر باشد، از خصوصيات مطلوب خروجي‌هاي اين نظام نيز يك چشم‌انداز ارائه فرمودند.

ايشان در تبيين تحول بنیادین به وجود ويژگي‌هايي مانند: برخورداري از هويت فرهنگي اسلامي و ايراني، آمادگي براي ورود به عرصه‌هاي مختلف جامعه، مسئوليت‌پذيري فردي و اجتماعي، تدين و تقوا، مشتاق آموختن و... در خروجی‌های این نظام آموزشی تاكيد داشتند.

بعد از اين رهنمودها، دست‌اندركاران وزارت آموزش و پرورش وارد يك پروژه جديد و نوين شدند، مطالعاتي آغاز و تدوين و نگارش فلسفه تعليم و تربيت اسلامي در راس اقدامات قرار گرفت و كارهاي كارشناسي مربوط آغاز شد.

این کار چه مراحلی داشت و چه کسانی در آن مشارکت داشتند؟

اين اقدامات با جديت پي‌گيري شد و منجر به رهنامه (دكترين) تعليم و تربيت اسلامي شد كه موسسه پژوهشي امام خميني (ره) زير نظر آيت‌الله مصباح يزدي جدي‌ترين كار در اين زمينه را انجام دادند و كار اين موسسه پايه و مبناي فلسفه تعليم و تربيت اسلامي قرار گرفت.

اين پژوهش‌ها بعد از تلفيق و ويرايش نهايي مبناي فكري و نظري سند تحول بنيادين آموزش و پرورش قرار گرفتند و نهايتا فلسفه عمومي و فلسفه رسمي تعليم و تربيت بر مبناي اين پژوهش‌ها تحت نظارت تعدادي از فضلاي حوزوي مانند حجت‌الاسلام والمسلمين اعرافي نگارش يافت و مورد تاييد نهايي شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز قرار گرفت و همانگونه كه گفته شد رهنامه (دكترين) تعلیم و تربيت براساس اين سند مهم تدوين شد.

در كنار اين كارها، يك كار در حوزه برنامه‌ريزي آموزشي توسط سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي آغاز شد و آن (برنامه درسي ملي) بود. در اين برنامه به موازات تدوين و تصويب سند تحول بنيادين مطالعاتي جهت توليد محتواي آموزشي توسط دو گروه كارشناسي انجام و كليات اين برنامه در انطباق با فلسفه تعليم و تربيت تدوين شد.

این نظام تعلیم و تربیت بر چه مبانی کلانی استوار است؟

الان مي‌توان گفت كه اساس فلسفه تعليم و تربيت و نشريه اسلامي تعليم و تربيت كه مبناي فكري سند تحول بنيادين است، آن است كه هدف در نظام تعليم و تربيت (نيل به حيات طيبه) است. اين عبارت در ظاهر كوتاه كه در دو كلمه خلاصه شده، در وراي خود حاوي يك دريا مفاهيم عميق عقلي و اعتقادي است كه مبناي معرفتي نظام تعليم و تربيت اسلامي باشند. در اين نظام با توجه به اين هدفگذاري تعريفي جديد از تربيت ارائه شد، به اين معنا كه در گذشته تعاريفي كه از اين مفهوم مهم ارائه مي‌شد، ناظر به يك ساحت خاص از وجود انسان بود، اما تعريفي كه امروز از تربيت در نظام آموزش و پرورش ما حكومت دارد به تمامي ابعاد وجودي انسان اعم از مادي و معنوي ،‌غرائز و فطريات و... او توجه دارد.

نكته ديگر مورد توجه در فلسفه تعليم و تربيت كه در پيوند با ساير مباحث شكل گرفت، موضوع رويكرد و جهت‌گيري نظام تعليم و تربيت است. به اين معنا كه اين نظام آموزش و پرورش بايد چه هدفي را دنبال كند؟ در پاسخ به اين سوال مهم ما به پاسخي تحت عنوان شكوفايي فطرت رسيديم.

فرآیند تعلیم و تربیت در این نگاه چه خصوصیاتی دارد؟

موضوع مهم بعدي تعاملي بودن تعليم و تربيت بود، ‌ذيل اين موضوع ما به اين جا رسيديم كه در تربيت، مربي و متربي يا همان معلم و متعلم از حالت انفعالي و يك طرفه خارج شوند و متربي در اين روند مشاركت و دخالت فعال دارد.

نكته ديگر مشروعيت دانش سودمند است. يعني ما هم در اين موضوع كه اين دانش از كجا تحصيل مي‌شود و هم اين نكته كه اين دانش بر پايه چه جهان‌بيني و مباني مابعدالطبيعي شكل گرفته است، از نظر شرعي صحبت داريم و در عين حال تحصيل دانش سودمند و منطبق با مباني جهان بيني اسلام را نه تنها مشروع كه لازم مي‌دانيم و اين موضوع به روشني در سند تحول بنيادين و همچنين نقشه جامع علمي كشور مورد توجه قرار گرفته است.

موضوع بعدي، موضوع اركان تربيت است. در سند تحول بنيادين عوامل و مولفه‌هاي تاثيرگذار بر تربيت اعم از خانواده، ‌محيط مدرسه و جامعه و... مورد توجه واقع شده و نقش آنها مورد بررسي قرار گرفته است.

به عبارت ديگر، فلسفه رسمي و عمومي تعليم و تربيت اسلامي از جامعيت دايره فرضيات برخوردار است و به تعبير ديگر مي توان گفت با توجه به هست‌ها و نيست‌ها، يعني توصيف‌هاي مطرح شده در اين فلسفه به‌عنوان يك فلسفه مضاف، مي‌توانيم بايدها و نبايدها يعني الزامات را هم در اصول و هم در روش‌ها استخراج كنيم.

به‌نظر شما صاحبن‌ظران برای شکوفایی این سند، چه اقداماتی را باید انجام دهند؟

لازم است به اين نكته اشاره كنم كه قطعا اين سند توسط صاحب‌نظران و متفكران حوزه تعليم و تربيت مورد بررسي و نقد قرار مي‌گيرد و سنت علمي حسنه حاشيه‌نويسي به‌عنوان يكي از نمادهاي حيات پوياي علمي در مورد اين سند هم انجام خواهد شد.

البته سند تحول بنيادين با توجه به اين نكته كه اولين سند در اين حوزه و با اين جامعيت است به مراتب بيشتر محتاج بررسي و دقت نظر است. ولي تا همين جا هم كار فلسفه تعليم و تربيت اسلامي انجام شده مي تواند به‌عنوان يك رقيب جدي براي نظريه‌هاي رايج و غالب در حوزه تعليم و تربيت، مطرح و به جامعه جهاني ارائه شود.

موضوع بعدی این است که ما بايد اين دستاورد بزرگ را ترويج كنيم و به‌عنوان مثال اين فلسفه تعليم و تربيت، با مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سرفصل درسي رشته‌هايي مانند تعليم و تربيت، مديريت آموزشي و... قرار گيرد. به عبارت ديگر و به‌عنوان سخن آخر آموزش و پرورش ما در آينده براساس اين نقشه اداره و راهبري خواهد شد و به همين دليل كليه كساني كه مي خواهند در اين آموزش و پرورش داراي نقش باشند بايد نسبت به كليه ابعاد اين سند احاطه داشته باشند.

در مودر رابطه اركان تعليم و تربيت اعم از خانواده، معلم، مدرسه، كتاب درسي و... هم توضيحاتي بيان فرماييد؟

من در اين مورد به فرمايش استادمان مرحوم علامه محمد تقي جعفري (ره) اشاره مي‌كنم كه مي‌فرمودند: تعليم و تربيت با ساير مشاغل مانند نجاري و آهنگري تفاوت دارد و متربي و شخصي كه تحت تعليم و تربيت قرار مي‌گيرد در اين روند يك شيء مسلوب‌الاراده نيست، ‌بلكه شما با يك انسان مواجه هستيد كه داراي پيچيدگي‌ها و شگفتي‌هاي وجودي بسياري است. آن مرحوم ضمنا به اين نكته نيز اشاره داشتند كه روند تعليم و تربيت جزء (امورقصدیه) نيست،‌ يعني مربي در اين روند نمي‌تواند تاثيرپذيري متربي از كردار خود را به موارد خاص محدود مي‌كند.

مثلا اگر مربي و معلم در گفتار خود دروغگويي را مذمت كند ولي در كردار دروغ باشد‌، نمي‌تواند توقع داشته باشد تا متعلم و متربي تنها از گفتار او تاثير گيرد و تحت تاثير كردار او واقع شود اين موضوع جزء ظرايف تعليم و تربيت است كه مورد توجه قرار گرفته است. نكته ديگر كه آن هم بر اين نكته بنيادين مبتني است لزوم ورود فعالانه متعلم و متربي به روند تعليم و تربيت است. در صورت تحقق اين موضوع ديگر تعليم و تربيت محدود به محيط مدرسه نمي‌شود، بلكه متعلم و متربي در كل ابعاد حياتي خود آماده است تا تعليم و تربيت بپذيرد و از همه پديده‌ها، كنش‌ها و واكنش‌ها در سطح جامعه و... به‌صورت نفي و اثبات پيام تربيتي بگيرد يعني نكات مثبت را اخذ و نكات منفي را نفي كند.

نگاه اسلام به تعليم و تربيت هم همين است و همانگونه كه اميرالمومنين (ع) در وصف پيامبر اكرم (ص) اسلام فرموده‌اند: كار اصلي ايشان فعال كردن فطرت الهي انسان به‌عنوان مزرعه و محل پرورش فضائل الهي و انساني است.

به عبارت ديگر معلم و مربي در مقام يك باغبان در اصل رويش نقشي ندارد، بلكه آن را هدفمند مي‌كند و مي‌كوشد تا اين روند را به سمت و سوي تعالي نيل دهد و سرعت آن با هم بيشتر كند.

در یکی از بخش‌های سند تحول بنیادین ما موضوع دسته‌بندی مواد آموزشی مشاهده می‌کنیم. در این مورد هم توضیحاتی بیان کنید؟

يكي از موضوعات مهم سند تحول بنیادین که به نوعی دنباله همان بحث قبلی است، موضوع رتبه‌بندي آموزش و تعليم است كه اين رتبه‌بندي شامل سه دسته تجويزي و غيرتجويزي تقسيم مي‌شوند.

مثلا آموزش زبان‌هاي خارجي بايد تا حدودي تابع اختيار و علاقه دانش‌آموز باشد، ‌يعني در عين لزوم آموزش زبان خارجي نوع زبان به خود او واگذار شود كه نيمه تجويزي است. آموزش فني و حرفه‌اي هم مي‌تواند مشمول این حکم باشد. موضوع مهم ديگري كه در سند تحول بنيادين مورد توجه قرار گرفته و به نظر بنده يكي از بارزترين نكات مثبت اين سند است، به رسميت شناختن تفاوت‌ها و تمايزهاي فردي و رفتاري دانش‌آموزان در كنار نگاه به مشتركات آنهاست، كه اين توجه مي‌تواند مربي و معلم را كمك كند تا با شناخت و بهره‌گيري از اين تفاوت‌ها، روند تعليم و تربيت را تسهيل و تسريع كند.

با توجه به نظرات مرحوم علامه جعفری که شما به آن اشاره داشتید، اختیار نقش اساسی دارد. در این مورد هم توضیحاتی داشته باشید؟

در حيات طيبه كه نيل به آن هدف غايي نظام تربيت اسلام است يكي از نكات مهم و مورد توجه كه از متن معارف استخراج شده، موضوع توجه به اختيار انسان به‌عنوان يكي از محوري‌ترين سنت‌هاي الهي و پایه اصلي لزوم ثواب و عقاب دنيوي و اخروي است. به اين معنا كه اگر اختيار براي انسان به رسميت شناخته نشود ديگر مجازات يا پاداش او عبث و بي‌معناست.

در نظام تعليم و تربيت اسلامي هم موضوع اختيار متعلم و متربي بسيار مورد توجه قرار گرفته و همانگونه كه گفته شد يكي از اهداف كلان اين نظام شكوفايي (حس تمايل به خير و نيكي) در وجود متعلم و متربي است.

در مورد روند نظارت بر اجرای این سند مهم هم توضیحاتی بیان فرمائید؟

در این زمینه آنچه که لازم است به آن توجه شود، به فرمايش مقام معظم رهبري در مورد اجراي بند به بند اين سند تحول است. نگاه جزيي نگر و بخشي به سند كه اجراي كاريكاتوري آن را به دنبال خواهد داشت مي‌تواند خداي ناخواسته اين تلاش سترگ را ابتر سازد.

تعبير معظم‌له كه فرمودند (اين سند، نسخه شفابخش حوزه تعليم و تربيت است) هم مويد اين نكته است. يعني همانگونه كه نسخه طبيب از نظر تعداد و زمان مصرف دارو بايد عينا رعايت شود، سند تحول بنيادين هم بايد عينا و بدون كم و كاست و فارغ از نظرات شخصي اجرايي شود.

بر طبق اين سند، متناسب‌سازي حجم مطالب آموزشي در كنار تنوع بخشي به نحوه ارائه اين مطالب مورد توجه قرار گرفته است. بخشي از اين تحول ارائه مطالب آموزشي در محيط‌هايي غير از محيط كلاس و مدرسه است. يعني امروز اين نگاه كه آموزش صرفا بايد در مدارس و كلاس باشد، منسوخ شده و ما در برنامه درس ملي اين نكته را مي‌بينيم كه در هر پايه 100 ساعت به آموزش غيركلاسي و متنوع‌تر اختصاص يافته که این آموزش‌ها با هم‌كلاسي و هم‌افزايي خانواده و مدرسه انجام مي‌گيرد.

نوع ارائه مطلب هم در سند تحول بنيادين مورد توجه قرار گرفته و ديگر ما به جاي كتاب‌ها شاهد بسته‌هاي آموزشي خواهيم بود كه هم در شكل و محتوا تحول و تغيير خواهد داشت.

البته در سند تحول محيط مجازي هم با نظارت و هدايت معلم قابل تبديل به محيط آموزش است كه اين هم از نوآوري‌هاي اين سند محسوب مي‌شود.

بنابراين بر خلاف آنچه كه تصور شده است، در پنجشنبه‌ها تعليم و تربيت تعطيل نمي‌شود بلكه تغيير شكل مي يابد و در ابعاد و شكل‌هاي ديگر ادامه مي‌يابد.

به‌عنوان سخن آخر، عدالت آموزشي يعني دستيابي به آموزش و پرورش با كيفيت، موثر، هدفمند، توانمند و... بدون توجه به رنگ، نژاد، جنسيت و... از نکات بسیار مثبت اين سند است.

 

كد خبر تصويري:421
تاريخ خبر:1391/07/04